السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
149
جواهر البلاغة ( فارسى )
و مانند سخن خداى و الا : « وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ » « 1 » و از سر مهربانى ، بال فروتنى بر آنان بگستر . « 2 » و سمّيت أصلية لعدم بنائها على تشبيه تابع لتشبيه آخر معتبر أوّلا كقول البحترى : و استعارهء اصليّه ناميده شده است چون بنا نشده بر تشبيهى كه تابع تشبيه ديگرى باشد ؛ و آن تشبيه ، نخست لحاظ شده باشد ؛ مانند سخن بحترى : يؤدّون التّحيّة من بعيد * الى قمر من الايوان باد از راه دور سلام و درود مىفرستند به ماهى كه از ايوان آشكار گشته است . در اين شعر « قمر » براى شخص زيبايى استعاره آورده شده است ، و اين استعاره اصليّه است . 2 - و إذا كان اللّفظ المستعار فعلا أو اسم فعل أو اسما مشتقا او اسما مبهما أو حرفا « 3 »
--> ( 1 ) - اسراء ، 22 ( 2 ) - و در اجراى استعاره در آيهء دوم گفته مىشود : « ذل » ( رام بودن ، فروتن بودن ) به « طائر » ( پرنده ) تشبيه شده است و لفظ « طائر » كه مشبّهبه است براى « ذل » كه مشبّه است به شيوهء استعارهء بالكنايه اصليّه استعاره آورده شده است . سپس « طائر » حذف گرديده است و به وسيلهء « جناح » كه از لوازم مشبّهبه است به آن مشبّهبه اشاره شده . [ توجه كنيد مصنّف اگر لفظ « طائر » محذوف را مستعار بداند استعاره اصليّه نيست چون « طائر » مشتق است ، و اگر لفظ « جناح » را لفظ مستعار حساب كند استعاره اصليه است ] . ( 3 ) - مثال استعارهء تصريحيّه در فعل : « نطقت الحال بكذا » است و شرح آن چنين است : گفته مىشود دلالت آشكار به « نطق » سخن گفتن تشبيه شده است و جامع ( وجهشبه ) در هردو روشن ساختن معناست و « نطق » بر « دلالت آشكار » استعاره آورده شده است . و از « نطق » به معنى دلالت آشكار « نطقت » به معنى « دلّت » مشتق شده است ، به شيوهء استعارهء تصريحيّه تبعيّه . و مانند : « يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » ( روم ، 19 ) زمين را پس از مرگ آن زنده مىسازد . اينكه خداوند متعال زمين را با گياه سبز و خرم تزيين مىكند به « احياء » ( زندهكردن ) تشبيه شده است ، و جامع در هردو زيبايى و سود است . و « احياء » براى « تزيين » استعاره آورده شده است و از « احياء » به معنى « تزيين » « يحيى » به معنى « يزيّن » مشتق شده است ، به عنوان استعارهء تبعيّه ، چون اين استعاره به پيروى جريان يافتن در مصدر در فعل نيز جريان پيدا كرده است ، و اين وقتى است كه استعاره در فعل به اعتبار مدلول صيغهء آن باشد يعنى به اعتبار مادهء آن يعنى حدث باشد . و اما زمانى كه به اعتبار مدلول هيئت آنكه زمان است باشد ، مانند سخن خداى برين : « أَتى أَمْرُ اللَّهِ » ( نحل ، 1 ) فرمان خداوند آمد . پس شرح آن چنين است : آمدن در آينده به آمدن در گذشته تشبيه شده است و جامع در هر دوى آنها تحقق وقوع است . و « اتيان » در گذشته براى « اتيان » در آينده استعاره آورده شده است . و از آن اتيان « اتى » به معنى « يأتى » بنابه شيوهء استعارهء تصريحيّهء تبعيه مشتق شده است . و مانند : « وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ » ( اعراف ، 44 ) و بهشتيان دوزخيان را آوا دادند ( آواز مىدهند ) كه « نادى » به -